۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

نو آوري‌هاي سكس در ايران!

پسره با ماشين دختره رو مي‌بره يه جاي خلوت تا واسه‌ش ساك بزنه... پسره ارضا مي‌شه... دختره مي‌مونه با يه دهن بدبو و يه شورت خيس!
... اعصاب منو ت**ي مي‌كنن اين جماعت نفهم... د آخه دختر خوب تو كه با اينش كنار اومدي خب يه كاري بكن كه خودتم لذت ببري...

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

فرهنگ قرمه سبزي

مادره با اينكه چندتا بچه‌ي بزرگ داره (و حتي نوه) هنوزم تو مهموني‌هاي دوره‌اي پز خواستگاراي قديمشو مي‌ده و تو ذهنش زندگي با اونا رو تجسم مي‌كنه!

۱۳۸۹ تیر ۱۳, یکشنبه

خودارضايي ذهني

مملكت مملكت عقده‌اي هاست.
اكثرمون دوست داريميكي هي التماسمون بكنه، منتمون‌و بكشه، به دست و پامون بيفته، خا....لي بكنه و خلاصه جلومون خودش‌و غرورش‌و بشكونه ا بتونه زنده بمونه. بعد ما با يه نگاه عاقل اندر سفيه و بزرگمنشانه بهش لطف بكنيم و بگيم:
حالا ببينم چي مي‌شه!...

۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

كمك...از كت و كول افتادم

همه‌ي اتفاقايي كه تو سرنوشتم اند و من ازشون خبر ندارم، روي دوشم سنگيني مي‌كنن... همه‌ي اتفاقايي كه تو پيشينه‌ام اند بازم روي دوشم سنگيني مي‌كنه.
كاش مي‌شد از دست هر دوتاش خلاص شم!!!

۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

آدم بداي نامرد!

حدود 2 سال پيش يه sms داشتم:
پسر نوح با بدان بنشست.
.
.
.
.
.
حالا برو خونه زندگيشو ببين؛ ويلا، پرادو، N97، ...
***
امروز بعد از اين همه وقت دوباره خوندمش و به نظرم اومد چرا اين "بدان" كه به تور پسر نوح خورده، به تور من نمي‌خوره؟ ما هرچي "بدان" تو زندگي سگيمون دييم، يا از خودمون آس و پاس تر بودن يا اينقد گاو بودن كه يادمون ندادن چطور بد باشيم!
هي روزگار...

۱۳۸۹ تیر ۴, جمعه

فالاچي با دامن ميني ژوپ!!!

 من سعي نمي‌كنم خودمو جاي روشن‌فكرا غالب كنم تا جزو كلاس كاريم باشه. هميشه سعي كردم خودم باشم با همه‌ي كم و كاستي‌ها و با همه‌ي فزوني‌ها(!). ولي تعجب مي‌كنم آدمايي كه اسم خودشونو مي‌ذارن روشن‌فكر چه معياراي عجيبي دارن واسه روشن‌فكر و زن پيشرو و مستقل ناميدن يه دختر...مثلا اگه يه دختري طرفدار عكسايي با تفكيك جنستي باشه يا بگه جنس نر آفريده شده واسه باربري و كشيدن ناز اناث، يا اينكه همزمان چندتا پسرا با گرفتن يه قيافه‌ي معصوم بخوابونه توآب نمك و هزارتا كار ديگه كه اگه كسي بدون افه‌ي روشنفكري انجام بده جزو دخترايي با رفتار زنانه و غريزه گرا دسته بندي مي‌شه؛ بازم مي‌تونه با سياست خودشو بندازه تو دسته‌ي روشن فكرا (يا بهتره بگم روشن‌فكر نماها) اگه يه كتاب از شاملو يا اوريانا فالاچي بگيره دستش و هي بره تئاتر و نمايشگاه نقاش هاي مدرن!
اشتباه نشه اين كارا بد نيس ولي خوبه آدم به كاري كه مي‌كنه اعتقاد داشته باشه و خوبه آدم يه ذره چشماشو باز كنه.
حماقت به خاطر اسم روشن‌فكري مقبول نيست. به مردم اعتماد داشتن يه چيزه ديدن نقشه‌ها و سياست بازي هاي مردم يه چيزه ديگه!
نتيجه اينكه: گول زدن آدماي روشن‌فكر نما سخت نيست؛ كافيه تو روشن‌فكر نما باشي!!!

۱۳۸۹ تیر ۱, سه‌شنبه

شادي...آره يا نه؟!

توي دوره‌اي كه دولت پوشيدن رنگ‌هاي شاد رو هم جرم مي‌دونه كار اون ملتي كه براي يه ذره شادي به ديدن فيلم‌هايي مثل شير و عسل مي‌رن برام هم جالبه هم قشنگه!