۱۳۹۱ آبان ۲۶, جمعه

آدم بدبخت منم
چون هیچ وقت کسیو نداشته که راحت پیشش گریه کنم
کسیو نداشتم که بدون اینکه باهاش یه کلمه حرف بزنم یه عالمه پیاده روی کنم
کسیو نداشتم که به خاطر اینکه دلمو شکونده ازم دلجویی کنه
کسی که بگه دیدم ناراحت شدی دیدم که دلت شکست ... معذرت میخوام
همیشه دیدم که من و احساساتم به کون مردمیم
...
چون همیشه همیشه همیشه توی تنهایی هام مچاله شدم و گریه کردم
چون همیشه سرمو گذاشتم روی شونه  شیشه اتوبوس و گریه کردم
چون همیشه ترسیدم از شکستن قلب کسایی که لهم کردن
چون همیشه همه رو بیشتر از اونی که لیاقتشو بوده دوست داشتم
چون همیشه سعی کردم ببخشم و رد شم و نذارم کسی بفهمه که چقدر ناراحتم
...
چون حتی جرات ندارم برم به آدمایی که اذیتم کردن بگم من از شما ناراحتم و فراموش نمیکنم ضرباتی رو که به قلبم زدین

۱۳۹۱ آبان ۱۶, سه‌شنبه

۱۳۹۱ مهر ۳۰, یکشنبه

بابا و مامان من انکار نمی کنن که انقلاب کردن و چه هدفی داشتن
اینجوری که من میشنوم و میبینم تو فیلمای مستند خیلیا اون زمان تو این جمع بودنخیلیا رفتن تو خیابون و اعتراض کردن
اگه این همه آدم اون زمان به شاه معترض بودن ما چه حی داریم الان بیایم بگیم چرا انقلاب کردین؟مگه ما میدونیم قراره نتیجه اعتراضای ما چی از آب دربیاد به جز یه مشتی پیش بینی و آرزو؟
اونا هم همینطور... اونا هم نمیدونستن... اونا هم امید و آرزو داشتن... امید به یه ایران بهتر برای بچه هاشون... اونا هم نمیدونستن قراره حجاب اجباری شه... قراره اعدام دسته جمعی رخ بده... نه نمیدونستن...
اونا هم مثل الان ما از دست دیکتاتورشون خسته بودن اونا هم مثل الان دموکراسی میخواستن
هی نشینین بگین خدابیامرزتش شاه! چرا اینا انقلاب کردن ما رو بدبخت کردن! نگین این چیزا رو...
مامان من گاهی گریه میکنه و میگه ما نسل بدبختی هستیم که دو بار تو زندگیمون مرگ جوونا و امیدای مملکتمون و به دست رییس دیکتاتور مملکت دیدیم

۱۳۹۱ خرداد ۲۹, دوشنبه

بهترین بهوونه ای که برام اووردی
اونجام الله اکبر میگن؟؟؟
نه!
ولی اینجا میگن!
...

۱۳۹۱ خرداد ۲۶, جمعه

چوب خدا صدا نداره
چون
خدا چوب نداره
چون
خدا کسی رو که باید تنبیه نمیکنه
چون
خدا عادل نیست
چن خدا نامرده!
خب تویی که استادی تو مردم آزاری فخر فروشی و دل شکستن تو رو به مقدساتت قسم ادای دل شکسته ها رو در نیار چون کسی دلش نمیسوزه واسه ت

۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه